تبليغاتX
شهروند
 محرم
این روزها ایران شهر* در سوگ حسین است.

جوانان بیشتر طالب عزاداری هستند.

صحنه های جالبی را می بینیم که بقول دوستی شاید هیچ وقت شانس دیدنش را نداشته باشیم.

ولی همیشه دوست داشتم که چرای رفتن حسین به کربلا را بدانیم تا چگونه رفتنش را؟

چرای بر دست گرفتن کودکش را تا چگونه بر دست گرفتنش را؟

و صدها چرای دیگر که دانستنش چراغیست فراروی زندگیمان.

===========

* لغت ایران شهر را اولین بار از زنده یاد اخوان ثالث شنیدم

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیستم بهمن 1384 و ساعت 13:45  
 دانش هسته ائی
این روزها انفجار های اهواز و کشته شدن هموطنان بیگناهمان از یک طرف و مسائل هسته ائی نیز از طرف دیگر باعث ناراحتی خیالم شده است.

نمیتوان بیتفاوت بود چون واقعا" مملکت ما طاقت جنگ دیگری را ندارد چقدر خوب بود که می توانستیم این موارد را با درایت به اتمام برسانیم.

فکر کنید ما امروز از دانش هسته ائی چه صلح آمیز و چه غیر صلح آمیز به طور کامل برخوردار شدیم آیا فساد هم با آن برچیده میشود؟ آیا سن فحشا مجددا" از ۱۴ سال بالا میرود و یا فقر و اعتیاد ریشه کن میشود؟

ولی اگر بتوان اول معضلات دیگر مملکتمان را حل کرد بهتر است. اگر بتوان چاره ائی برای فساد فحشا اعتیاد و صدها مورد دیگر اندیشید سپس به امور دیگر پرداخت جای دفاع دارد.

اگر این مصیبت ها با آمدن دانش هسته ائی از میهن من رخت بر میبندد منهم حاضرم جزو زنجیر انسانی اطراف نیروگاه نطنز باشم.

بیائید تا دیر نشده فکری به حال این مردم نجیب کنیم که فردا دیرست....

دستان یخ زده کودکان دستفروش خیابانی را فراموش نکنیم که اگر یاریش نکنیم روزی آن دستان کوچک پتکی میشود بر سر ما.

 

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه ششم بهمن 1384 و ساعت 12:58  
 نور امید
خدا را شکر که امیدمان را نا امید نکرد.

دم عیسی را به چشمانت فرستاد و شادمانی را به ما برگرداند.

رویا و خواب پریشانمان را سرانجامی خوش داد و نور چشمانت را به پدر و مادر مهربان و صبورت و همه ما دوباره هدیه داد.

 

خدایا سپاسگذاریم تو را ......

 

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه دوم بهمن 1384 و ساعت 13:48